دیسفونی عملکردی|به روزترین توانبخشی منطقه 12 شهرداری البرز

دیسفونی عملکردی|به روزترین توانبخشی منطقه 12 شهرداری البرز

 

بساری از اختلالات صدا که به عنوان دیسفونی عملکردی طبقه بندی می شوند، در واقع عدم توانایی بیمار در ایجاد تماس طبیعی تارهای صوتی با یکدیگر هستند. یعنی یا تارهای صوتی بیمار بسیار شل با یکدیگر تماس پیدا می کنند و یا بسیار محکم. به علاوه بیمار از تعدادی اختلالات نامعلوم شکایت می کند؛ احساس پر بودن گلو، درد در منطقه حنجره، خشکی دهان هنگام صحبت کردن، سفتی گردن و … که معمولا به علت خستگی صدا می باشند. آن گروه از اختلالات صدا که نتیجه بیماری عضوی نمی باشند، ممکن است به نام دیسفونی عملکردی نامیده می شوند. اصطلاح دیسفونی عملکردی غیر از این اشاره ضمنی مهم که هیچ گونه بیماری عضوی در حنجره وجود ندارد، اطلاعات بسیار اندکی در اختیار آسیب شناس گفتار و زبان قرار می دهد.

در واقع استفاده متداول از اصطلاح دیسفونی عملکردی با آن گروه از بیماران مبتلا به دیسفونی که در معاینه لارنگوسکوپی هیچ گونه بیماری عضوی در حنجره آنها مشاهده نگردد، محدود شده است. چنین بیماری تاریخچه ای از دیسفونی مداوم دارد. بالاخره وقتی که بیمار مورد معاینه لارنگوسکوپی قرار می گیرد، مشاهده می شود که هیچ گونه ضایعه ای از قبیل زگیل، پاپیلوما، گرانولوما و یا چیزی از این قبیل ، روی تارهای صوتی او وجود ندارد. دیسفونی با منشاء عملکردی ضرورتا از دیسفونی با منشاء عضوی تفاوت چندانی ندارد. برخی از انواع شدیدترین گرفتگی صدا در افرادی مشاهده مشاهده می شود که هیچ گونه بیماری عضوی در حنجره آن ها وجود ندارد. از طرف دیگر، اختلالات عضوی وخیم نظیر سرطان خوش خیم حنجره ممکن است هیچ گونه تغییری در صدا ایجاد نکند. هر فرد مبتلا به دیسفونی مزمن( که گرفتگی صدا ده روز به طول انجامیده باشد) باید تحت معاینه لارنگوسکوپی غیر مستقیم قرار گیرد تا علت احتمالی اختلال صدای او مشخص شود. تعیین ضایعه احتمالی ، نوع درمان لازم مشخص خواهد ساخت. ولی به طور کلی، روش های درمان صدا در اختلالات صدا با منشاء عملکردی و یا عضوی تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند یعنی به عنوان مثال، بیمار مبتلا به دیسفونی عملکردی خواه این دیسفونی با تشکیل زگیل تارهای صوتی همراه بوده باشد یا نباشد، اساسا به همان نوع صدا درمانی که برای کاهش بد یا نادرست استفاده کردن از تارهای صوتی جهت استفاده حتی الامکان راحت از صدا طرح ریزی می شود، احتیاج خواهد داشت. احتمالا تنها تفاوت این دو نفر مورد هر تغییر تواتر اصلی صدا می باشد، برای درمان بیمار مبتلا به زگیل های بزرگ دو طرفه ، به طور مسلم تغییر ارتفاع صدا در آغاز هدف واقع بینانه ای نیست.

آرونسون(1980) به دلیل مختلفی نسبت به اصطلاح دیسفونی”عملکردی” اعتراض نمود برغم او چنین اختلالاتی به طور کلی در اصل منشاء روانی دارند:

یک اختلال صدا با منشاء روانی به طور کلی با اختلال صدا از نوع عملکردی هم معنی است. ولی مسلما این حسن را دارد که بر اساس کشف علل اختلال صدا می توانیم بگوییم که اختلال صدا با منشاء روانی تظاهری از یک یا چند نوع عدم تعادل روانی نظیر: اضطراب، افسردگی، نوروز تبدیلی یا اختلال شخصیتی است که مانع از کنترل ارادی طبیعی روی آواسازی می گردد.

همان گونه که پیشتر گفته شد، به عقیده ی مولف بیشتر اختلالات عملکردی صدا ممکن است از نظر علامتی درمان بشوند یعنی تمرین روی جنبه هایی از صدا که به طور مستقیم باعث بهبود کیفیت صدا می شود ولی، در بیشتر موارد متخصص بالینی باید کمک روانی بیشتری به بیمار بکند، سعی کند تا اضطراب و نگرانی او را به حداقل کاهش دهد. و برای بهترین صدایی که بیمار می تواند تولید کند تلاش نماید. در صورت لزوم اولین جنبه صدا که باید مورد ارزیابی قرار گیرد و روی آن تمرین شود تواتر اصلی است. اگر دیسفونی بیمار به علت اختلال عضوی نبوده باشد، به نظر می رسد که اشکال بیمار در اثر نقص در ارتفاع صدا باشد.

برای ایجاد ارتفاع مناسب متخصص بالینی از روش های تسهیل کننده ی گوناگونی استفاده می کند. شدت صدای بیمارنیز اندازه گیری می شود، اگر دیده شد که بیمار در بلندی صدا اشکال دارد تمرین مستقیم جهت تغییر در بلندی صدا را می توان شروع نمود.

برای بیماری که احیانا اشکال در بلندی صدای او مستقیما به علت احساس خجالت و عدم اطمینان می باشد، تمرین روی تنفس و بلندی صدا فی نفسه کمتر از تلاش در جهت بهبود اعتماد به نفس و رابطه او با دیگران موثر خواهد بود.

با این همه اکثریت بیماران مبتلا به اختلال در شدت صدا به درمان علامتی که به منظور افزایش بلندی صدا طرح ریزی شده باشد کاملا پاسخ می دهند.

گفتاردرمان به بیمار کمک می کند تا او ارتفاع و بلندی صدای خود را تغییر دهد و گفتاردرمان دیدگاه بیمار نسبت به این تغییرات را مورد ارزیابی قرار می دهد.

متخصص بالینی باید نحوه ی پاسخ بیمار   به تغییر مستقیم ارتفاع و بلندی صدا را مدنظر داشته باشد اگر احیانا بیماری نسبت به این گونه روش های مستقیم مقاوم باشد احتمالا گفتاردرمان از روش مشاوره استفاده می کند، و یا بیمار را برای روان درمانی معرفی می کند که این کار هم زمان با گفتاردرمانی صورت می پذیرد.

در دیسفونی عملکردی، اغلب اولین اشکال، کیفیت صداست . تارهای صوتی به صورت ناقص با یکدیگر تماس پیدا می کنند، و باعث تغییراتی در کیفیت صدا می شوند. واژه هایی از قبیل breathy ،sttident،harsh،hoarse برای جنبه های کیفیت دیسفونی عملکردی به کار گرفته شده اند.

Harshness اغلب نتیجه تماس بیش از حد تارهای صوتی و برخورد شدید آنها با یکدیگر می باشد.

این حالت منجر به حمله شدید تارآواها به سمت یکدیگر نیز می گردد گاهی اوقات  harshness با بلندی نامناسب، زیر بودن صدا، احتمالا جمع کردن زبان در عقب دهان و انقباض عضلات تنگ کننده ی حنجره همراه است. برای بیشتر مردم( انگلیسی زبان) harshness عبارت است از صدایی که تولید آن به تلاش و فشار زیادی نیازمند است متضاد اشکال یاد شده احتمالا brcathiness است که ممکن است در اثر تماس بسیار شل تارآواها با یکدیگر تولید گردد. تماس شل تارهای صوتی با یکدیگر به طور کلی باعث خروج هوای بازدم از فضای بین تارهای صوتی می گردد که صدا نفس آلود به گوش می رسد همان طوری که برادنیتز پیشنهاد می کند، گاهی وقت ها فقط پس از صحبت طولانی صدا نفس آلود و خسته به نظر می رسد احتمالا چنین صدایی در پایان روز، پس از این که بیمار آواسازی زیادی انجام داده است، به ویژه اگر چنین آواسازی به تلاش و فشار زیادی نیاز داشته باشد، ظاهر می شود.

دیسفونی عملکردی اغلب جزء عادت شخص می شود یعنی فلان آقا یا فلان خانم به این صورت صحبت می کند.فلان آقا یا فلان خانم با این صدا شناخته می شود.

برای چنین اشخاصی صدا درمانی ، اغلب موفقیت آمیز نبوده و در بسیاری از موارد نباید صدا درمانی شروع شود، به ویژه اگر بیمار دوست داشته باشد که با همین صدا صحبت کند.

ولی برای بیمارانی که تمایل دارند تا کیفیت صدای خود را تغییر دهند،وبرای آن گروه بیمارانی که تشخیص داده شده است که به دیسفونی عملکردی مبتلا هستند صدادرمانی ( گفتادردرمانی) فوق العاده موفقیت آمیز می باشد.

 

 

Related posts